خرید بک لینک
این دوستش که گفتم بخاطر حسادت زیادیش به عشقم ازش خوشم نمیاد هر بار به بهانه های مختلف از عشقم به نفع خودش استفاده میکرد .مثلا کلید خونش رو میگرفت یا وقت مشکلاتش میومد سمتش اما وقتی مشکلی نداشت پیشنهاد بیرون رفتن عشقم رو راحت رد میکرد.بهرحال من در نهایت اجازه دادم که به دوستیشون ادامه بدن.گردنبند رو به دوستش نشون داده بود طبق معمول یه سکته ی خفیف از حسادت کرده بود.اخه دوستش توی روابط قبلی خودش هیچ پسری اینجوری بهش توجه نکرده بود اما الان ازدواج کرده بود و نامزد داشت .

ازین زورش میگرفت محبتی که من طرفم و عزیزم میکردم شوهر اون بهش نمیکرد.

چند روز پیش به عزیزم گفته بود بیا بریم مشروب بخوریم .عشقم زنگ زد و ازم اجازه گرفت.فک کردم دوتایی میخوان بخورن نگو متاسفانه باز این مار خوش خط و خال با شوهرش اومدن و عشق من تنها بدون عشقش توی خونه خالی نشسته با دوستش و شوهرش مشروب خورده.

وای خدایا دارم اتیش میگیرم عشق من اون چشما چرا باید روبرو یه مرد غریبه بشینن و مشروب بخورن اصلا کسی لیاقت نشستن روبروی فرشته ی من رو نداره .فکرش که توی همون خونه ای که من شب های مهتابی و پر ستارم رو باهاش سر کردم همونجا یه غریبه رو راه داده روانیم میکنه .

میدونی چیه چشماش همین جوری هم یه گله سگ داره حالا فک کن مست هم بشن اوه اوه فک کنم سگ هاش از یک میلیون رد کنن.

حالا کل این زیبایی ها رو باید یکی دیگه ببینه؟؟؟

نمیدونم چکار کنم یه دعوای حسابی باهاش بکنم؟؟نکنم؟؟؟؟

نمیدونم گیج شدم راستش اصلا دوس ندارم ناراحت ببینمش .بیخیال حیف نیس ناراحتش کنم یه جوری ساده بهش میفهمونم اشتباه کرده .

اما در دلم آشوبی به پاست.هر زمان هم به روت بیارم گلم از الان بخشیدم به چشمات.اما تو که این وبلاگ رو نخوندی الکی میگم رابطه تمومه تا روز به روز بهتر و محکم تر بشی اما در حقیقت من از الان بخشیدمت .

اصلا مگه میشه این فرشته رو نبخشید؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 3:56

صفحه بندی