خرید بک لینک
درسم توی دانشگاه تموم شده و باید برگردم تهران خونه ی بابا .از طرفی خوشحالم که یک قدم به عزیزم نزدیکتر میشم اخه من همیشه باید از همدان ۳ ساعت رانندگی کنم برسم فرودگاه مهر اباد اما برم تهران راحت میتونم بیشتر و بیشتر ببینمش چون مستقیم از تهران به شیراز پرواز میکنم.

اما از طرفی دیگه ناراحتم .یکی ناراحت دوستانی که سالها با هم زندگی کردیم و مهمتر از همه ی اینها ناراحت تک تک اون ساعت ها که طبقه بالای خونه ی همدان باهاش تلفنی حرف زدم .

ناراحت خیابون های همدان که من هر گوشه ازین شهر با عشقم تلفنی حرف زده ام.

ناراحت تک تک اون شب ها و روزها که توی همین همدان با فرشته ام حرف زدم .هر شبش کلی خاطره است .هر ساعتش یک دنیاست .هر دقیقه اش یک عالم حرف توش بوده .چه میشه کرد درسم تقریبا تمومه و میرم تهران .معلومه که در مبارزه ی خاطرات و نزدیک شدن به اون،این عشقم بود که پیروز میشد اخه اسلحه ای قوی داره که هیچ کشوری نداره:آری چشمهاااااااشششششششش.

برچسب: یک قدم نزدیکتر به خدا,یک قدم نزدیکتر, نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 3:55

صفحه بندی